برآوردهاي تأثير اقتصادي سياحت و جهانگردي
مقدمهاي بر ارزيابي تأثير اقتصادي سير و سفر
مطالعه و بررسي و تأثير اقتصادي سياحت و جهانگردي نتايج فعاليتهاي خاصي را كه اين اثر بر درآمد، دارائي و اشتغال سكنة يك منطقه جغرافيايي معين دارد، مشخص مينمايد. اين بررسيها مختص شهرها، استانها، شهرستانها ، ايالات، ولايات و ملتها و همچنين تسهيلات انفرادي ( مثل موزهها) رويدادها ( نظير بازيهاي المپيك) تنظيم شدهاند و غالباً مرتبط با تناويي ساليانهاند، هر چند كه مطالعات آثار فصلي و غير مترقبه ناشناخته نيستند، ماحصل اين بررسيها سهم يا هزينه فعاليت جهانگردي را جهت سلامتي اقتصادي سكنة يك منطقه مشخص مينمايد كه بطور معمول بر حسب دورههاي مالي ميباشد .
ماداميكه مطالعات اين تأثير اقتصادي التزامي باشد رسيدگي صريح و مستقيم نتايج مالي جهانگردي به دشواري انجام ميپذيرد. ترجيحاً، ارزيابي به اثر وارده بردرآمد منحصر ميگردد. از آنجائيكه دارائي به طريق اوليه از درآمد حاصل ميشودواضح است كه تمركز بر روي موضوع دوم همگام با اهداف علوم اقتصادي ميباشد .
در مفهوم بسيار وسيع، بررسي اين اثر اقتصادي ميتواند افزايش و كاهش خالص دارائي ساكنين را كه از فعاليت و خالص اين دو تأثير ناشي ميشود نمايان سازد. نتايج مالي تأثير خود را از طريق خانواده يا فعاليت فردي نظير اشتغال و درآمد گرفته تا بخشهاي دولتي و بازرگاني كه در خدمت منطقهاند بر جاي ميگذارند.
همانطور كه در اينجامطرح است، مطالعه تأثير اقتصادي با وجود تحليلهاي عيني اثر فعاليت جهانگردي بر روي دارائي يا درآمد فرد ساكن يك منطقة معين قابل درك است. از نقطه نظر سود دهي ،معمولاً منظور اين است كه اين مطالعه برآورد هزينه سفر و تأثير اين هزينه بر روي اشتغال ، درآمد فردي يا سرانه عايديها و منافع تجاري، و در آمد دولت را ميسر ميسازد . از ديدگاه هزينهاي اين امر به مفهوم ارزيابي هزينههاي ناشي از فعاليت سياحتي دولت و ساكنين منطقه است كه گاهي غير پولي هم ميباشند .
قسمت اعظم بررسيهايي كه جهت برآورد و ارزيابي هزينههاي سياحتي مناطق صورت گرفته، حاصل تحقيقات مستقيم سياحان بوده است هيچ تلاشي در جهت اين مطالعات صورت نگرفته تا نتايج اين صرف هزينه را بر روي اشتغال، در آمد ساير متغيرهاي اقتصادي در منطقه پيگيري نمايد .
چنين بررسيهايي بر روي مخارج گردشگري و سياحت بويژه از اين بحث مستثني شدهاند. هر چند مطالعات گستردهتر اين اثر كه در اينجا در نظر ميباشد عوامل ضروري بررسيهاي اين هزينه انحصاري را در برميگيرد، بنابراين خواننده از آنچه كه در ادامه اين بحث ميآيد به درك آن نائل ميگردد.
علت اين استثنا اين است كه تأثير اقتصادي هزينهها و مخارج سياحتي بر روي دارائي و درآمد سكنه نامعلوم است. گرچه مخارجي اين چنين، ممكن است در يك منطقه قابل توجه و مهم باشند ، ولي غالباً اثر كمي بر عايديها و اشتغال فرد ساكن منطقه دارند. نمونة مفرط آن در يك اقتصاد در حال توسعه هتلي است كه صاحب آن مقيم منطقه نيست و كاركنان آن نيز غير ساكنيني هستند كه درآمدشان را به خانه و وطن ميفرستند و در اين هتل از خدمات و كالاهاي وارداتي بهرهميگيرند . شايد سياحان هر ساله ميليونها دلار در اين هتل خرج كنند ولي سهم دارائي يا درآمد سكنه در واقع صفر است .
نمونة مشابه آن را ميتوان دريك اقتصاد پيشرفته يافت. ميتوانيم ايستگاه خدماتي و خودگردان پمپ بنزيني را در نظر بگيريم كه در منطقهاي پر رفت و آمد قرار ميگيرد ممكن است كاركنان اين پمپ بنزين مقيم منطقه باشند، ولي جهت نظارت و كنترل فروش صدها هزار دلاري ساليانه فرآوردههاي نفتي يكنفر هم كفايت ميكند .
نكته اينجاست كه صرف هزينههاي سفر و سياحت ميتواند در برآورد منافع و ارزيابي واقع بينانه امر اقتصادي را آغاز مينمايد، ميتوان به نحو احسن ملاحظه كرد.
تأثيرات مستقيم و ديگر آثار
تأثير اقتصادي را زماني ميتوان دريافت كه هم متضمن سودها وهزينههاي مستقيم يا اوليه باشند و هم منافع و هزينههاي ثانوي را برداشته باشد . موضوع اول بعنوان نيتجه مستقيم فعاليت اقتصادي در منطقه ايجاد ميگردد . درآمدهاي حاصله از سيرو سياحت وصولهاي تجاري مبدل ميشوند كه بنوبة خود جهت پرداخت دستمزدها و مواجب و مالياتها مورد بهرهبرداري قرار ميگيرند، منافع مستقيم جهانگردي . استفادة بازديد كننده از اين مناطق مورد نظر ، نياز به مخارجي دارد كه براي خدمات اين بازديد كننده به هدف ميرسد، به همان نسبت صرف جبران، هر گونه خسارت محيطي نيز ميگردد:
اين موارد هزينههاي مستقيم ميباشند . اين هزينههاومنافع مستقيماً با فعاليت جهانگردي سياحتي در ارتباطاند.
علاوه بر اين آثار اوليه، تأثيرا ت ثانوي فعاليت سياحتي نيز وجود دارند . از سوددهي، كارگشايان براي تأمين مشتريان خود بخشي از عايدي هايشان را صرف كالا ها و خدمات مورد نياز خود ميكنند كه شامل سرمايهگذاري جهت ساختارها و تجهيزات جديد ميگردد. كارپرداز آنان نيز بنوبة خود بايد بعضي اقلام را از سايرين خريداري نمايند . همچنانكه اين زنجيره در يك منطقه امتداد مييابد ، بصورت غير مستقيم ايجاد درآمد و اشتغال ميكند .
سوددهي ثانوي به نوعي ديگر نيز حاصل ميشود. در اين نوع به بررسي درآمدهاي حاصله از سيرو سياحت در منطقه ميپردازيم كه درآمدها و دستمزدها را تأمين مينمايند . ميتوان درآمدهاي ثانوي جهانگردي را نيز برشمرد: اين درآمدها با كالاها و خدمات عمومي در ارتباطاند كه جهت سرويس دهي آن دسته كاركنان و داد و ستدهايي كه در وحلة بعدي تأثير پذيرند به خدمت گرفته ميشوند.در اين عرصه شايد بخاطر ماهيت پيچيدهاش كمتر كاري صورت گرفته است.
الگوهاي اقتصادي
دنياي جهانگردي، سراسر پيچيدگي است . تئوريهاي پيشرفته اقتصاد دانان قدرتمندترين ارتباطات را تجزيه و تحليل ميكنند تا به چنين پيچيدگيهايي بپردازند. الگوي اقتصادي ارائه يك تئوري يا بخشي از آن است كه غالباً هدف آن روشن ساختن ارتباطات علي و معلولي است اين الگوهاي اقتصادي را ميتوان در همه گونه شكل و بعدي يافت كه هر يك نظريه خاصي را جهت آزمايش يا بهرهگيري منعكس ميسازند. اين طرحها و الگوها بطور گستردهاي در تجزيه تحليل اثر اقتصادي جهانگردي مورد استفاده قرار ميگيرند .
مفاهيم و اطلاعات
در نگاه اول ارزيابي تأثير اقتصادي جهانگردي كاملاً نامشهود بنظر ميرسد . علت اين امر ماهيت متباين وضع بازار تقاضاي جهانگردي و صنعت جهانگردي است تعريف صنعت جهانگردي آنچنان كه صنايع ديگر بطور معمول تفسير ميشوند ممكن نيست، مثلاً صنايع ايالات متحده بصورت مجموعهاي از مؤسسات يا شركتهاي تجاري با همان فعاليت يا اصلياند كه بوسيله توليد عمده و اصلي خود يا مجموعه محصولاتي كه به توليد و توزيع آن ميپردازند يا از طريق خدماتي كه ارائه مي كنند مشخص ميشوند.
اين روش طبقهبندي كه بر اساس نوع محصول صورت ميپذيرد با تعريفي كه از جهانگردي ميشود بر اساس سيستم فعاليتهايي است كه مصرف نهايي دارد همخوان نيست، يعني بر اساس سيستمي كه هدف آن خريد است، شناخته ميشود. مخارج سير و سفر به مخارجي گفته ميشود كه توسط افرادي كه دور از خانه و وطن به سياحت ميپردازند هزينهميشود اين مخارج براي خريد توليدات صنايع بيشماري هزينه ميشود و فقط در برخي موارد جهت مقدار يا حجم توليدات چنين صنايعي هزينه ميگردد غالباً سياحت كنندگان بخش ناچيزي از توليدات اين نوع صنعت كه بر اساس نوع محصول صورت ميپذيرد را خريداري مينمايد .
مشكل ميتوان معني سيستم مصرف نهايي سياحت را با آن مفهومي كه آمار دولت از سيستم نوعي محصولي ارائه ميدهد برابر تلقي كرد. مثلاً اطلاعات دولت جمعكل فروشهاي رستورانها را مشخص ميكند نه آن بخش از فروششان كه به سياحت كنندگان ربط پيدا ميكند. به طبع اين موضوع، مطالعات و بررسيهاي اثر اقتصادي سياحت و جهانگردي در آغاز با جدالي نامتعارف مواجهاند تا بتوانند در دنيايي از اطلاعات كه طبق سيستمي بر اساس نوع محصول شكل گرفتهاند، به مشخص نمودن اثر فعاليتي بپردازند كه براساس سيستم مصرف نهايي مشخص ميشود. پيچيدگي و تعدد راههاي متداول ارزيابي اثر اقتصادي سير و سياحت نمايان ميسازد كه اين موضوع ساده و آسان نيست .
همانطور كه در نظر اين بحث است تحقيقات بسيار اساسيتري در زمينة ارزيابي اين اثر اقتصادي لازم است تا بتوان موضوعات خاصي را در اين عرصه روشن ساخت . اميداست اين فصول هم راهنمايي باشد براي تحقيقات و آموختههاي محققين و هم انگيزهاي باشد براي ديگران تا بيش از اين به تعليم و آموزش اين امر بپردازند .
سياحان و بازديدكنندگان
مهم است روشن كنيم كه هدف بررسي ارزيابي، اثر اقتصادي سياحت كنندگان و جهانگردان ميباشد. يا بازديدكنندگان در عرصه بينالمللي ارزيابي جامع اين اثر اقتصادي به جهانگردان معطوف ميشود، افرادي كه از خانه يا وطن به خارج سفر ميكنند و صنعتي كه در خدمت آنان است . گاهي اوقات تمركز بررسيها روي بازديدكنندگاني از ساير كشورهاست تا با مبادلة ارز خارجي يا تعادل پرداختيهاي جهانگردي را بطور برجسته نشان دهد .
حال آنكه روند مطالعات مناطق جغرافيايي كوچكتر معمولاً فقط منحصر به بازديدكنندگان ميگردد كه به غير بومياني اطلاق ميشود كه در جريان يك سفر از خانه يا موطن خويش به منطقه وارد مي شوند . چون محققان و پژوهشگران تنها به سهم اقتصادي خارجيها در اجتماع توجه دارند، با مخارج سياحتي سكنه نظير خريداري بليطهاي چارتر و ساير اقلام مقدماتي سير و سفر سر و كاري ندارند .
اين تمايز ضروري است چراكه مقولههاي مخارج و اجزاي تركيب دهندة صنعت سياحت و جهانگردي را در يك الگوي اثر اقتصادي مشخص مينمايد . هر گاه عرصه مورد نظر، تأثير بازديدكنندگان بر يك منطقه باشد، بليطهاي هواپيمايي كه ساكنين منطقه جهت سفر به مقاصد خارجي خريداري مي كنند بايد مستثني شوند . در مطالعة تأثير بازديد كننده اشتغال و ليست حقوقي آژانسهاي مسافرتي منطقه كاربردي ندارد چرا كه بعنوان نمونه، اين موارد بازرگاني و مصرف كنندگان مقيم منطقه را تحت پوشش سرويس دهي خود قرار ميدهند .
در رشد و توسعة الگوي يك اثر اقتصادي يا بازنگري طرحي ديگر در نظر داشتن اين وجه تمايز حائز اهميت است.
دو الگوي تأثير اقتصادي تنها بر اساس روشهايي كه طي آن به هزينه يا مخارج سفر يك فرد ساكن ميپردازند مي توانند ارزيابيهاي متفاوتي را از تأثير جهانگردي در يك منطقة معين نتيجه گيري نمايند .
راههاي ارزيابي تأثير اقتصادي
در تلاش براي ارزيابي تأثير اقتصادي جهانگردي چهار تكنيك عملاًبكار ميرود .
v مشاهده
v تجربيات ، در حيني كه پژوهشگر به كنترل و نظارت شرايطي ميپردازد كه طي آن دو يا بيش از دو گروه از مردم تصميمات اقتصادي اتخاذ مي كنند.
v تحليلهايي كه اساس آن بر فرضيات مقدماتي چگونگي عملكرد افراد يا شركتها و روابط آنها با يكديگر ميباشد .
v تحليلهاي آماري، طي تحقيقات آزمايشي و اطلاعات ثانويه مشاهده، بعنوان يك روش تحليلي اثر اقتصادي جهانگردي با موانع و اشكالات زيادي روبروست. مشكل ميتوان به اين وسيله مشخص نمود كه آيا فردي كه پول خرج ميكند يك جهانگرد است يا خير بعلاوه، آمارهاي مشاهدة رفتار يك جهانگرد در طول زمان دشوار مينمايد .
روشهاي مشاهده مستقيم در اين حيطه نيمه تماماند، يعني در واقع هميشه روي يك سنجش اثر متمركز ميشوند كه معمولاً اين تمركز بر روي مخارج سياحتي است، تا پيگيري اثر اين فعاليت، روي درآمد و اشتغال از طريق اتصالهاي اوليه وثانويه زنجيرة اثر .
ممكن است بتوان كاركنان مؤسسات سياحتي را مورد بررسي قرار داد، حساب كرد كه چقدر از وقت كاريشان را صرف سياحت كنندگان ميكنند و بعد به نسبت كاري كه انجام ميدهند جبران كارشان را برآورد نمود. همچنين ميتوان مشاهده نمود كه چه مقدار از مالياتهاي جمع شدة فروشهاي جزئي مربوط به اين فعاليت به دست آيد . هر چند روشن است كه اين روشي دشوار و گزاف است . بعلاوه اين روش تقسيمبندي ارزيابي اثر ثانويه بر روي كارپردازان و نتايج و آثار خرج كردن در آمد كاركنان مؤسسات سياحتي در منطقه را نيز مورد بررسي قرار ميدهد .
سعي شده تا زمينهاي فراهم آيد كه دستاندركاران تجارت ارزيابي خود را از وصولهاي حاصله از امر سياحت بعنوان نسبتي از كل وصولات برآورد نمايند. هر چند كه اين بررسي، روش پايدار و مناسبي را جهت موارد موجود، تا اين تاريخ محقق نگردانيده است .
دست اندركاران و آژانسهاي مربوطه قادر به درك و تشخيص فعاليتي كه منشاء اثر آن سياحت كنندگان هستند از فعاليتي كه توسط سكنه حاصل ميگردد نيستند مگر آنكه از بررسيها و برآوردهاي آزمايشي معتبر مشتريان خود كمك بگيرند . ظاهراً چنين كاري بندرت صورت گرفته و اگر هم شده نتايج آن براي تجزيه تحليل عمومي اعلام شده است .
به نظر ميرسد تجربيات بررسي شده تلاش چنداني براي ارزيابي اثر اقتصادي جهانگردي صورت نگرفته است . مشكل در مجزا كردن دو يا بيش از دو گروه يا منطقههاي جغرافيايي ظهور ميكند كه هيچ نيرويي مگر گروه يا منطقهاي كه تحت نظارت كنترل پژوهشگر قرار دارد بر آنها اثر گذار نيست . هر چند نوشتهها و آثار رو به رشدي را ميتوان در تجربيات آزمايشگاهي در ساير زمينههاي مطالعات اقتصادي يافت.
آنچه كه بيش از همه با اهميت شمرده ميشود نزد كسانيكه اين الگوها را ميسازند به نسبت آگاهي و درك ايشان از دنيا و تجزيه تحليلهايشان از اطلاعات موجودي كه در دسترسشان است و اثر و فعاليت سياحتي را تعريف ميكنند، متغير است . اين مدلها يا الگوها از ساده تا پيچيده، مستقيم تا غير مستقيم، نيمه تمام يا كامل متفاوتاند. الگوهاي مستقيم از ارتباطي تشكيل شدهاند كه بطور صريح در قالب معادلات توصيف شدهاند . الگوهاي غير مستقيم از ارتباطاتي تشكيل شدهاند كه بطور صريح در قالب معادلات توصيف شدهاند . الگوهاي غير مستقيم فاقد توضيحات جامع ارتباطات ميباشند و اغلب از نوع كارشناسياند، يعني ديدگاهها و تجربيات پژوهشگري را منعكس مي نمايند كه بيشتر به اهميت سياحت و جهانگردي ميپردازند تا روابط رياضي مابين متغيرهاي مورد نظر الگوهاي نيمهتمام تنها به ارزيابي يك
عنصر از اثر اقتصادي مي پردازد كه معمولاً همان مخارج جهانگرد است . از سوي ديگر الگوهاي تكميل شده يا كامل از اين مخارج جهت استخراج ارزيابيهاي اشتغال، درآمد، ماليات، عايدي و ساير متغيرهاي اقتصادي استفاده ميكنند .
به مراتب معمول ترين روش ارزيابي هزينهاي كه مسافر متقبل ميشود از راه تحليل آماري ميسر است . مطلوبترين روش اين است كه يك جهانگرد را بعنوان نمونه در نظر بگيريم و سپس به بررسي اطلاعات مخارج و هزينههاي او بپردازيم در اين صورت، ميانگينهايي جهت اقلام مختلف مخارج محاسبه ميشد، و اين ميانگينها با برآوردها و تخمينهاي جمعيت جهانگردان افزايش مييابد .
معيارهائي جهت روشهاي سنجش تأثير اقتصادي
روشهاي ارزيابي تأثير اقتصادي جهانگردي بيشمار بوده و در بازدهي و دستيابي به هدف، بطور گستردهاي از تنوع برخوردارند. حائز اهميت است كه اين شيوهها بوسيله برخي ضوابط و معيارهاي رسمي كارشناسي شود تا ارزيابي كيفي يك الگو را ميسر سازند زيرا شمار بسيار اندكي از برآوردهاي مستقل اثر جهانگردي هستند كه ميتوان با بكارگيري آنها عملكرد ارزيابي را مشخص نمود .
ضروري است كارشناسي شيوه اي كه براي سنجشهاي اثر اقتصادي جهانگردي و سياحت بكار گرفته مي شود تا حد ممكن علمي باشد پژوهشگران بايد بطور خاص به ارتباط، پوشش دهي، صحت و قابليت انتقال روشي كه جهت استفاده پيشنهاد شده است توجه داشته باشند.
v ارتـبـاط
لازم است شيوههاي مربوطه به برآورد تأثير اقتصادي جهانگردي بپردازد، نه آثار ساير فعاليتها. مثلاً بررسي نتايج اقتصادي رستورانهاي يك محل نميتواند اثر اقتصادي جهانگردي را بطور دقيق صحيح نشان دهد چرا كه اين امكان بوده است كه قسمت اعظم تجارت يا داد و ستد از طريق سكنه محلي حاصل شده باشد، اي روشي كه از اطلاعات فعاليت تفريحي ورزشي بعنوان هزينة مصرفي استفاده ميكند به همان نسبت ميتواند از نتايج محلي محض تشكيل شده باشد كه مربوط به سياحت كنندگان بوده است .
بويژه لازم است مراقب بود كه يك روش ارزيابي تأثير و اطلاعات مورد استفادة آن بطور حتم بعنوان عوامل اجتماع، شهر، ايالت، ناحيه يا ساير مناطق مورد بررسي قرار گيرند. منافع اقتصادي ارزيابي شده بايد حقيقتاً به سكنة منطقه تعلق بگيرد، و لازم است آنان نيز هر نوع هزينة سياحتي و جهانگردي را واقعاً متقبل شوند . سه جنبة اين شيوه بايد بويژه مربوط به شرايط ارتباطي باشند :
آيا اين روش فقط در ارتباط با سياحت است، آيا انصافاً عامل منطقه مورد بررسي است و تنها عامل همان منطقه؟ آيا دورة زماني تحت بررسي را در بر ميگيرد؟
v پوشش دهـي
روشهاي مربوطه بايد مجموع سفر از وطن به خارج و فعاليتهاي مربوط به آن را نيز تحت پوشش قرار دهند . از جنبة سود رساني اقتصادي بايداثر خريدهاي پيشبيني شده در سفر و نيز خريدهايي كه در طول سفر انجام ميگيرند را در نظر بگيريم، خريدهايي چون راكتهاي تنيس و وسايل كمپينگ اردو زدن را شامل ميشوند. مخارج سفر بايد انواع نقل و انتقال: اقامت، غذاي مصرفي، سرگرمي و تفريح ، خريدهاي متعارف نظير سوغات را پوشش دهند . اما باز بايد تشخيص بازديد كنندگان و سياحت كنندگان را در نظر گرفت و مخارجي كه ارزيابي ميشوند بايد حقيقتاًدر منطقة مورد بررسي صورت گرفته باشند .
v كـارآئـي
از آنجائيكه وجوه قابل دسترس ارزيابي اثر اقتصادي عموماً محدود ميباشند، روشهاي مربوطه بايد حداكثر استفاده را از اطلاعات موجود نموده به گونهاي كه متناسب و هماهنگ با ساير معيارها باشند. گرد آوري اطلاعات اوليه بنحو احسن مشكل و پرهزينه است . تا حد ممكن بايد جهت اطلاعات مرتبط جامع وصحيح ثانويه از اطلاعات اوليه خودداري نمود .
v صحـت
اين روشها بايد بر اساس صحتشانكارشناسي شوند: آيا هزينه مصرفي يا اطلاعات تحقيقي، ارزيابيهاي دقيق فعاليت سياحتي است ؟ آيا شيوههاي مزبور روابط واقعي را با دقت منعكس مينمايند؟ آيا نتايج بدست آمده منطقي هستند؟
اين عمل در تحقيق و بررسي تكنيكهايي صورت ميپذيرد كه جهت فراهم آوردن اطلاعات اوليه يا ثانويه بكار ميروند . همچنين شامل مقايسه نتايج با ساير سنجشها بخودي خود مطابق با اين پنجمعيار ارزيابي نيستند، غالباً به كارشناسي مطلوبي نياز است تا دقت يك روش و بازدهي آن برآورد شود .
قـابليت انتقال
شيوههاي مورد نظر بايد در مناطق جغرافيايي مختلف و دورههاي مختلف زماني قابل اجرا باشند نه اينكه محتاج اطلاعات منحصر به فرد يك مورد ويژه باشند. ضمناً بايد نسبت به تفاوتهاي موجود در الگوهاي سفر، ساختار صنعت، و قيمتها در جاها و زمانهاي مختلف حساس باشند . هدف اساسي در اينجا روشي است كه در مناطق مختلف براي دورههاي زماني متفاوت عملي و قابل اجرا باشد و نتايج ثابتي در زمينههاي مختلف متنوع در برداشته باشد . اين باعث مي گردد مقايسههاي معتبري در طول زمان و فضا صورت گرفته و سابقه پيگيري و سيعتري را فراهم ميآورد كه طي آن ميتوان به ارزيابي يك الگو يا طرح پرداخت .
اين پنج معيار را بايد در ساختار جريان ارزيابي، اطلاعات هزينه مصرفي و نتايج به دست آمده بكار گرفت . همچنين اين معيارها بايد جهت طراحي الگو، پرسشنامهها، نمونههاي مصاحبه، عوامل توسعه و سبك سنگين كردن تحقيقات بكار روند . اگر در طلب چنين چيزي هستيم ميتوانيم معيارهايي را بر اساس نيازمنديهاي خويش يا برحسب اهميت نسبي ، سبك سنگين كنيم .
منـافع اقتصادي سياحت و جهانگردي
سوداقتصادي را به بهترين وجه ميتوان بعنوان رشد ناخالص دارائي يا درآمد افراد مقيم منطقهاي تلقي نمود كه بر حسب دورههاي مالي ارزيابي ميشود و در حدود و بالغ بر سطوحي است كه در فقدان فعاليت مورد بررسي شايع ميشود، در صورتي كه بقيه عوامل را ثابت فرض كنيم .
در اينجا رشد رو به افزايش ناخالص است كه مورد توجه قرار ميگيرد زيرا هزينههاي فعاليت مربوطه جداگانه برآورد خواهد شد . هرگاه هزينههاي ناخالص را از سودهاي ناخالص كم كنيم ارزيابي خالص سوداقتصادي به دست ميآيد، خواه مثبت خواه منفي .
در اين مبحث جهت سهولت كار است كه روي منافع اقتصادي ( يا هزينهها) تمركز مي شود نه بخاطر چيز ديگر، منافع غير مالي ناچيزند . اكثر سودهاي اقتصادي برحسب پول ارزيابي ميشوند ( بزرگترين استثناي آن اشتغال است ) و در اطلاعات موجود به وفور به آنها استناد شده است . برآورد منافع فيزيكي همچون احساس آرامش فشار خون پائينتر، يا احساس لذت از زيبائيهاي اطراف چندان عملي و كارا نيست. تكنيكهاي سنجش اين منافع غير مالي فراتر از حيطة اين فصول قرار ميگيرند. در حقيقت، به اين زمينه كمتر پرداخته شده است . منظور اين نيست كه اين سودهاي غير مالي ناچيزند، بلكه منظور كمبود ابزار و وسايل علمي جهت ارزيابي اين سودهاي غير مالي در زمان جاري ميباشد .
اينكه درك كنيم و دريابيم كه منافع اقتصادي عملاً بايد به افراد مقيم منطقة تحت بررسي تعلق يابد حائز اهميت است، مثلاً اگر هدف از مطالعه، ارزيابي سودهاي اقتصادي جهانگردي براي مردمي است كه در ميسوري به كار يا زندگي مشغولند منافع اقتصادي مربوطه بايد به اهالي ميسوري تعلق يابد .
هرگاه سير و سياحتي در منطقه صورت نگيرد، بررسي مربوطه فقدان سود سياحت در نظر گرفته ميشود، در صورتي كه بقيه عوامل را ثابت فرض كنيم. ميتوان استدلال كرد كه با توقف امر جهانگردي در يك منطقه، صنايع ديگر ارتقا مييابند تا به تأمين همان مقادير اشتغال و درآمد دست پيدا كنند . هر چند كه به هيچ وجه اطميناني در دست نيست . مثلاً كاركنان و دست اندركاران كارآزموده و متبحر در امر خدمات جهانگردي و سياحتي لزوماً قدرت ايجاد استخدام فوري دريك كارخانة توليدي را ندارند .اين بررسي در پي آن است كه دريابد سياحت يا جهانگردي تحت شرايطي معين چه كمكي به اقتصاد يك منطقه مينمايد . تحليل و بررسي ساير صنايع جانشين صنعت جهانگردي و لزوم غياب اين صنعت، خارج از حيطة مطالعه و بررسي منافع اقتصادي سياحتي است .
بالاخره،كلامي پيرامون عباراتي كه براي بيان منافع اقتصادي بكار ميآيد كلامي كه اكثر اوقات ميتوان آن را در مباحث اقتصادي سياحتي يافت، مخارج سياحت. هر چند اين مطلب مختصر مخارجي را نشان ميدهد كه دلالت ناچيزي بردرآمد و دارائي يك جامعه دارند .
هر گاه سياحت كنندگان تمام كالاها و خدمات مورد نياز خويش را از سكنهاي خريداري نمايند كه كار و لوازم را فقط از خود منطقه تأمين ميكنند، مخارج سياحتي در اينحالت نمادي از درآمد جامعه هستند . هر چند براي دست اندركاران امر سياحت خريداري اكثر لوازم مورد نياز و همچنين كار از منابع خارج از محل امري است بسيار متعارف، متصدي پمپ بنزين بايد بنزين را از منبعي كه معمولاًبه تصفيه و پالايش نفت در مسافتي بسيار دور دست ميپردازد، ابتياع نمايد . مخارج يك بليط هواپيما مدت طولاني در جامعه ماندگار نيست بلكه به دفتر مركزي جهت پرداخت دستمزدها ، استهلاك، سوخت و ساير اقلامي كه در محلي كه بليط بفروش رسيده موجود نيستند، عودت داده ميشود.
بسياري از كالاهايي كه مسافران ميخرند احتمالاً از حجم وارداتي بالايي برخوردارند همچنين بطور اوليه مركب از كالاهاي واسطهاي هستند كه خارج از محل توليد شدهاند. حتي خدمات، خصوصاً نقل و انتقال عمومي ممكن است چندان ارتباطي با اقتصاد بومي نداشته باشند، طبعاً اگر بخواهيم روي مخارج سياحتي بعنوان سنجش منافع واقعي ايجاد شده در منطقه را در بسياري از موارد بطور ناخالص و به اشتباه اظهار كنيم .
براي قضاوتي دقيقتر لازم است درآمد حاصله از كار، منافع شراكتي، و منافع حاصل از هزينههاي سياحتي را محاسبه نمائيم . اشتغال نيز بعنوان يك هدف مهم سياست اقتصادي بايد مورد توجه قرار گيرد. عايدي دولت كه از مخارج سياحتي حاصل شده نيز سنجش معتبري است زيرا دولتها را متقاعد ميسازد سياحت و گردشگري را در استراتژيهاي توسعة اقتصاد عمومي در نظر گرفته و از لحاظ توانائي، آئين نامهاي و ضابطهاي و ساير سياستهاي عمومي، منصفانه با آن برخورد كنند . اين مخارج سياحتي مسبب اولية منافع اقتصادي هستند ولي نبايد آنها را با اين نتايج اشتباه گرفت. جدول 1 طرح جامعي از انواع عمدة منافع حاصل از سياحت و جهانگردي را ارائه ميدهد.
جدول 1 |
منافع اقتصادي سياحت و جهانگردي |
1ـ منافع مستقيم يا اوليه | |
الف ) وصولهاي تجاري | |
ب) درآمد | |
1ـ درآمد كاروكارفرما | |
2ـ منافع شراكتي | |
ت) اشتغال | |
1ـ استخدام خصوصي | |
2ـ استخدام عمومي | |
د) وصولهاي دولت | |
1ـ ملي | |
2ـ ايالتي و استاني | |
3ـ بومي | |
2ـ منافع ثانويه | |
الف ) منابع غير مستقيمي كه از هزينههاي تجارت اوليه حاصل ميشود و شامل سرمايهگذاري نيز ميباشد. | |
1ـ وصولهاي تجاري | |
2ـ درآمد | |
الف ـ درآمد كار و كارفرما | |
ب ـ سود، بهره و اجاره | |
ث ـ منافع اشتراكي | |
3ـ اشتغال | |
4ـ وصولهاي دولت | |
ب) منافع استنتاج شده از درآمد اوليه | |
1ـ وصولهاي تجاري | |
2ـ درآمد | |
الف ـ درآمد كار و كارفرما | |
ب ـ سود، بهره و اجاره | |
ث ـ منافع اشتراكي | |
هزينههاي اقتصادي سياحت و جهانگردي
هزينههاي سياحتي معمولاً بعنوان نرخهاي مشخص كه سياحت كنندگان براي سفر ميپردازند «هزينههاي خصوصي » در نظر گرفته ميشود . سياحان با قيمتهاي مشخص بازار به خريد كليه نقل و انتقال اقامت. غذا، سرگرمي و خدمات و كالاهاي بيشمار ديگر ميپردازند .
گرچه مهم است بدانيم در مورد يك سفر تجاري مسافر يا كارگزار سفر مستقيماً تمامي قسمتهاي مربوط به سفر را نميپردازدند . بعضي از اين هزينهها را ديگران مستقيم يا غير مستقيم متحمل ميشوند اين هزينهها كه توسط ديگران پرداخت ميشود ولي در ارتباط با فعاليتهاي ساحت كننده است در طبقهبندي كلي قرار ميگيرد كه اقتصاددانان آنها را هزينههاي سربار يا عوارض زيانبار مينامند . وجه تمايزي ميان هزينههاي خصوصي سفر كه مسافر جهت كالاها و خدمات بازار بطور مشخص پرداخت ميكند و هزينههاي غير مترقبه كه نشان دهندة منابع ديگري هستند كه طي اين جريان و روند مورد بهرهبرداري قرار گرفتهاند موجود است :
بيفايدگي كه طي جريان توليد حاصل شده با خريدهاي مسافر قابل جبران نيست هر گاه تا حد ممكن تمام هزينههاي غير مترقبه مستقيماً صورت گرفته و جزئي از هزينههاي سياحت كننده بحساب آيند ، آسايش و رفاه به بالاترين حد خود ميرسد . مسافر بعداً با هزينههاي بالاتري مواجه ميشود كه كل هزينة سفر را منعكس مينمايد، بر اين اساس تصميم ميگيرد كه هزينة سفر را متقبل شود يا خير هزينههاي سنگينتر ضمناًهشداري براي صنعت است، به اين مفهوم كه ميتوان منافع رقابتي را با توليدي پائينتر از هزينههاي روبه رشد، از طريق كارايي بيشتر هم در خدمت مستقيم به مسافر و هم سبك كردن عوارض زيانبار كه بوسيلة مسافر ايجاد شده، بدست آورد . هر چند در عمل همواره هزينههاي پيش بيني نشدة جبران نشدهاي وجود دارند كه از جهانگردي و سياحت ناشي ميشوند .
همانگونه كه جدول 2 نشان ميدهد ميتوان وجه تمايز مفيدي را بين هزينههاي خصوصي بازديد محل و هزينههاي پيشبيني نشده قائل شد، البته بستگي به اين دارد كه آيا بازديد كننده مستقيماًبراي خدمات و كالاهاي سياحتي متحمل قيمتهاي بازار ميشود يا آنكه سكنة محل اين هزينهها را بعنوان پيآمد عمل بازديد پرداخت نمودهاند .
غالباً در بحث هزينههاي همه جانبة جهانگردي وجه تمايزات ديگري نيز عنوان ميگردند : هزينههاي اقتصادي، هزينههاي اجتماعي، هزينههاي زيست محيطي، هزينههاي مالي وهزينههاي بهزيستي. اگر هدف از موارد بررسي مربوطه يافتن اين مطلب باشد كه چه كسي براي نخستين دفعه اين بار مسئوليت را به دوش ميكشد يا چه چيزي اين بار مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد يا فدا ميشود، اين وجوه تمايز از اعتبار برخوردارند . اين بررسيها براي سنجيدن واقعي هزينههاي وابسته به جهانگردي نيز مفيد واقع ميشوند هر چند بايد دانست كه براي اينكه نهايتاً مشخص كنند چه كسي بار مسئوليت بازديد از محل را بر دوش ميگيرد، چندان سودمند نيستند. در عوض نشان ميدهند كه چگونه يك جامعة معين تصميم به اختصاص دادن هزينههاي اجتماعي بازديد كنندگان در يك نقطة زماني معين ميگيرد.
اصطلاح هزينههاي اقتصادي تمام هزينهها را تحت پوشش قرار ميدهد، هم زمينههاي خصوصي هم هزينههاي غير مترقبه و هزينههاي مستقيم و غير مستقيم و اشاره به ارزشي مي كند كه بايد فدا شود( اقتصاد دانان آن را هزينة موقعيت مينامند ) تا بازديد كننده بتواند تجربه كند . بايد بخاطرسپرد كه موضوع بهره همان فدا شدن خدمات و كالاهاي نادر بمنظور ايجاد تجربه است. اين واقعيت كه يك بازديد كننده از هوا استنشاق ميكند يا از تابش آفتاب استفاده ميكند، هزينهاي براي جامعه نيست چون سكنه چيز نادر و بار ارزشي را كه متعلق به آنهاست از دست نميدهند .
اصطلاح هزينههاي اجتماعي همانند هزينههاي اقتصادي براي تحت پوشش قرار دادن تمامي هزينههاي تجربي بازديدكننده بكار ميرود. اين مبالغ هزينههاي خصوصي و هزينههاي غير مترقبهاياند كه هزينة كل جامعه را تقويت مينمايند . هزينههاي زيست محيطي كاهش كيفيت هوا، آب ، زمين، گياهان و جانوران يك منطقه ميباشد . اين هزينهها بطور اوليه بر سكنة منطقة مهمانپذير تحميل ميگردد . هزينههاي مالي، آن هزينههايي ميباشد كه بوسيله دولت از طريق مالياتها، مبالغي كه مصرف كننده ميپردازد، مبالغي كه جهت اخذ مجوزها پرداخت ميشوند، جريمهها، و هزينههاي وروديه بر ساكنين يا بازديدكنندگان تحميل ميگردند . هزينههاي بهزيستي آن هزينههايي ميباشند كه از برخي جنبههاي غير مالي باعث كاهش سطح استاندارد زندگي ميشوند . مثلاً، تراكم و ازدحام در بزرگراه باعث افزايش وقتي ميگردد كه فرد ساكن بايد صرف رفت و آمد از خانه به محل كار و بر عكس نمايد . از آنجائيكه كارگر وقتي را كه صرف اين رفت و آمد مينمايد لذتي نميبرد اين امر كاهشي در كيفيت زندگي محسوب ميشود. هزينههاي زيست محيطي در واقع همگن هزينههاي بهزيستي ميباشند، اما همة هزينههاي بهزيستي، هزينههاي زيست محيطي را در بر نميگيرند.
هزينههاي زيست محيطي و هزينههاي مالي و كاهش استاندارد زندگي يا كيفيت زندگي همگي هزينههاي پيشبيني نشدهاند و به تفكيك گروه يا موجوديتي ميپردازند كه بطور اوليه هزينه را در زمان جاري متقبل ميشود ولي معين نميكنند در نهايت چه كسي به فداكردن ارزش دست ميزند .
طرح يك مثال اين موضوع را روشن ميكند . جهانگردان باعث شلوغي و ايجاد ازدحام در پاركي ميشوند كه مورد علاقة يك شهروند است .اگر در اين مورد كاري صورت نگيرد فرد اين بار بعنوان كاهشي در كيفيت زندگي به فرد مزبور تحميل ميگردد و اين فرد اكنون ديگر به آن اندازه كه در غياب بازديد كنندگان از رفتن به اين پارك لذت ميبرد، لذت نميبرد. امكان دارد نهر آبي كه در پارك جريان دارد بوسيلةاين بازديد كنندگان آلوده گردد . بار ديگر كيفيت زندگي براي ساكنين تقليل مييابد .اگر در اين رابطه كاري صورت نگيرد اين شهروندان هستند كه مستقيماً متحمل اين هزينهها ميشوند ، نه بازديدكنندگان .
هر چند براي اين شهروندان راههاي متعددي وجود دارد . يكي اينكه آنها ميتوانند دولت را ترغيب كنند تا براي استفاده از پارك ورود يه دريافت كنند . اين كار نه تنها تا حدي به محدود ساختن تقاضاي بازديدكنندگان ميانجامد و از ازدحام پارك ميكاهد بلكه همچنين وجوهي را جهت تصفيه و پاكسازي نهر آب و استخدام سرپرستاني فراهم ميآورد كه از آلودگي پارك جلوگيري مينمايند . حال اگر وروديهها باعث شده كه از شلوغي و ازدحام پارك به نسبت سطح بازديد كنندگان قبلياش كاسته شود وجوهي را براي مرمت و بازگرداني محيط نسبت به وضعيتي كه بازديد كنندگان قبلي بوجود آورده بودند فراهم آورد، در اين صورت هزينههاي زيست محيطي بهزيستي به هزينههاي خصوصي تبديل شدهاند وبه نوبت بر عهده بازديد كنندگان و سكنه يا شهرونداني كه از پارك استفاده ميكنند قرار ميگيرند .در تجربه عملي احتمال ندارد كه رويهها هم تقاضاي قابل توجه بازديدكنندگان را كاهش دهد و هم مبالغ كافي را براي پاكسازي پارك فراهم آورد زيرا اينها اهدافي متضادند و در مقابل هزينههايي كه اخذ ميشود بازديدكنندگان كمتري خواهيم داشت .
راه ديگري هم وجود دارد . شهروندان ميتوانند رأي دهند وجوه صرف بزرگتر كردن پارك و نردهكشي اطراف نهر آب گردد اگر از لحاظ تراكم و كيفيت محيطي در بازگرداندن پارك به سطح بازديدكنندگان قبلي آن موفق شويم، اين تاكتيك باعث تبديل نوعي هزينة غير مترقبه ( كيفيت زندگي) به نوعي ديگر (مالي ) شده است . هر چند اگر وروديههاي بالا در كار نباشند براي شهروندان اين خطرهست كه حتي نسبت به قبل بازديدكنندگان بيشتري جذب شوندو هيچگونه تضميني نيست كهمالياتهاييكه موردنيازتوسعه پارك است چه ازطرفبازديدكنندگان چه شهروندان تأمين گردد . واقعيت اين امر كه هزينهها اكنون بجاي آنكه بهزيستي( كيفيت زندگي) باشند مالياند، مشخص نميكند كه بالاخره چه كسي متحمل اين هزينههاي ميشود. شايد فقط سكنه باعث تبديل اين هزينهها به مالياتهاي سنگينتر دارايي شده باشند و هنوز هم از طرف بازديدكنندگان و شهروندان تأمين گردد. واقعيت اين امر كه هزينهها اكنون بجاي آنكه بهزيستي (كيفيت زندگي ) باشند مالياند، مشخص نميكند كه بالاخره چه كسي متحمل اين هزينهها ميشود. شايد فقط سكنه باعث تبديل اين هزينهها به مالياتهاي سنگينتر دارايي شدهباشند و هانوز هم از طرف بازيد كنندگان آن ها را بپردازند .
جدول 2 |
طرح هزينههاي سياحت و جهانگردي |
1ـ هزينههاي خصوصي | |
2ـ هزينهغير مترقبه | |
الف ) هزينههاي غير مترقبة مستقيم | |
1ـ هزينههاي بهزيستي | |
الف ـ تراكم | |
ب ـ آلودگي | |
ث ـ خطر زندگي، سلامتي و داراي | |
2ـ هزينههاي مالي | |
الف ـ خدمات عمومي | |
ب ـ سرمايهگذاري عمومي | |
ب ـ هزينههاي غير مترقبة غير مستقيم | |
1ـ هزينههاي بهزيستي | |
2ـ هزينههاي مالي | |
ضمناًبراي كم كردن تراكم و ساير آثار سوء جهانگردي شهروندان اين چاره را هم دارند كه برخورد و رفتاري بيزار كننده و ناشايست در مقابل بازديد كنندگان پيش بگيردند . شايد از طريق جهانگردان از بازگشت منصرف شوند. مشخص نيست كه اين رفتارهاي منفي سكنه در كاهش بازديد مؤثر باشد، ولي از نقطه نظر عقلاني و منطقي چنين عملي درست نيست .
فوايد مطالعه تأثير اقتصادي
ارزيابي منافع اقتصادي و هزينههاي سياحت و جهانگردي ميتواند باعث تلاقي اهداف متنوعي هم براي طراحان و هم براي مجريان اين امر باشد .
با اين بررسيها ميتوان صاحب منصبان اجتماعي و مديران بازرگاني را از خالص سودهاي سرمايه گذاري در ترويج سياحت يا جهانگردي و تسهيلات تفريحي ورزشي مطلع نمود . ضمناً ميتوان نشان داد كه اين هزينهها و سودها چگونه از لحاظ جغرافيايي و بين سكنه توزيع و تقسيم ميشوند .
بوسيله مطالعه و بررسي تأثير اقتصادي ميتوان به مجريان امر كمك نمود تا مؤثر بودن تلاشهاي بازاريابي و نتايج تسهيلات مضاعف را بر حسب تقاضاي افراد براي امور جاري ارزيابي كنند.
از طريق ارزيابيهاي تأثير اقتصادي ميتوان كاركنان امور سياحتي را در مورد نقشي كه در توسعه اقتصادي و بازرگاني دارند و در مورد چگونگي سهم خدماتشان در سلامتي اقتصاد جامعهاي كه در آن زندگي ميكنند تحت آموزش قرار داد . بوسيله نشان دادن برگشتيهاي خالص به سرمايه گذاري در حال رشد و فعال يا مطالعات ميتوانند هم بخش بازرگاني و هم دولت را بمنظور سود دو جانبه ترغيب به معاملات و اقدامات مساعدت آميز با ساير سازمانها نمايند .
با نمايان ساختن نتايج توسعه امور سياحتي براي عموم مردم، اين مطالعات و بررسيها ميتوانند بنحوي معقول و منطقي به افراد كمك كنند تاتصميم به ترغيب با بازاريابي بيشتر و گستردهتر جهانگردي يا انجام ساعي در راه توسعة اين امر بگيرند .
همچنين اين مطالعات به مقامات اجتماعي ياري ميرساند تا به توسعة قوانين مالياتي بپردازند كه به بهترين نحو ممكن باعث رشد سلامتي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي افراد ساكن شده و از اقداماتي كه اين سلامتي را موردتهديد قرار ميدهد، خودداري نمايند.
خلاصه آنكه ارزيابي منافع اقتصادي و هزينههاي فعاليتهاي سياحتي و جهانگردي باعث ميگردد تا مصرفكنندگان، بخش بازرگاني و دولت مبادرت به بازرايابيهاي كارآمد و مؤثر و اقدامات توسعه بخش نمايند .
با سلام